ماجرای آتلیه
دختر قشنگ مامان
شما اصلا تو عکس گرفتن همکاری نمی کنی!
یادم میاد که سر این عکس چقدر مارو اذیت کردی!
هی ما اصرار می کردیم هی تو می گفتی چرا باید عکس بگیرم!
عکس بگیرم برای چی؟؟باز ما می گفتیم عکس بگیریم
یادگتری بمونه بعدا بزرگ شدی ببینی چقدر کوچولو بودی!
بعد شمام می گفتی الانم من بزرگم
خلاصه قبول نکردی و ما از آتلیه اومدیم بیرون
رفتیم برای خرید بیرون که شما یه عروسک ناز دیدی!!
اصرار کردی که اون رو برات بخریم
من و همسری که هماهنگ بودیم گفتیم نههههه
چون شما عکس ننداختی و به حرف ما گوش ندادی
ما هم نمی تونیم به حرف شما گوش کنیم
خلاصه شما قبول کردی عکس بندازی و ما هم
برای شما اون عروسک رو خریدیم
اینم از عکسا



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ماجرای آتلیه 


